



the grave comes to all men

Name : Jonathan Houseman Davis
Korn : Vocals
Nickname : Hiv
Born : 18 january 1971
Marital Status : Divorced
Son : Nathan Houseman Davis
Hiv درBakersfiled واقع در كاليفرنيا در روز 18 ماه junouary سال 1971 متولد شد.او در همان جا رشد كرد و بزرگ شد . برادرش Mark مي گفت آنجا فقط جاي عياشي و بي بندوباري و فساد بود . در سن 16 سالگي او دستيار يك دكتر در روستاي Kern شد . او در دانشگاهي واقع در san francisco فارغ التحصيل شد . او در مدت تحصيل ملقب شد به Hiv كه نوعي ويروس بيماري زا است و اين لقب به اين دليل نيست كه او داراي ويروس Hiv باشد بلكه به خاطر خصوصياتي بود كه او داشت مثل طرز لباس پوشيدن و مدل صحبت كردن وفرم چهره او وهمچنين مسائل اعتقادي او.
Name : Brian Welch
Korn : guitar
Nickname :Head
Born : 19 june 1970
Marital Status : Married
Wife : Rebekah Welch
Daughter : Jennea Marie Welch
Head در Torrance واقع در كاليفرنيا متولد شد . او به همراه Munky در يك مدرسه درس مي خواندند و Head در آنجا تا حدودي Munky را با موسيقي آشنا كرد . Head و Munky از همان زمان با هم دو دوست صميمي بودند و در زمينه موسيقي با هم فعاليت مي كردند . همسر او Rebekah نام دارد كه در روز 7 June سال 1998 دخترشان Jenna را وارد زندگي او كردو اين لقب كه به اونسبت داده شده است به خاطر اين است كه سر او كمي بزرگ است.
Name : James Shaffer
Korn : Guitar
Nickname : Munky
Born : 6 June 1970
Marital Status : Single
Munky در Rosedale واقع در كاليفرنيا در روز 6 June سال 1970 متولد شد . ساز حرفه اي او گيتار الكترونيك می باشد كه از همان دوران نوجواني فراگيري آن را به كمك Head شروع كرد . او اين لقب را به خاطر پاهايش كه شبيه به پاي ميمون است به دست آورد.
Name : David Silveria
Korn : Drums , Percussion
Born : 21 September 1972 Marital Status : Married
Wife : Shanon Bellino
DavidنيزدرBakersfiled در روز 21 سپتامبر سال 1972 متولد شد.او از سن 9 سالگي موسيقي را شروع كرد.
Name : Reginald Ariuzu
Korn : Bass
Nickname : Fieldy
Born : 2 November 1969
Marital status : Married
Wife : Shela Arvizu
Doghters : Serena & Olivia
Fieldy مي گويد : صداي سازمن از سازهاي ديگر متنوع تر است و خيلي از اوقات شنونده ها فكر می كنند كه دارند به صداي Drums گوش مي دهند.او در اواخر ماه مي سال 1998 با دوست دخترش Shela ازدواج كرد و اكنون داراي 2 فرزند دختر است.

گروه فنلاندی THE RASMUS متشکل از چهار عضو است .
Lauri Johannes Ylönen خواننده
Eero Aleksi Heinonen بيسيست و هم خوان
Pauli Esro Rantasalmi گيتاريست
Aki-Markus Hakala دارمر
فعاليت های اوليه گروه در سال ۱۹۹۴ بوده و آنها اجراهايی در مدرسه داشتند ولی در اين زمان اسم گروه "Sputnik" بود و بعدها اسمشان را به "Anttila" و سپس به RASMUS تغيير کرد.
در سال ۱۹۹۵ آنها سرپرستشان Teja Kotilainen را ملاقات کردند کسی که آنها را در کلوپ Oranssi ديده بود و از آنها خواست تا چند آهنگ ضبط کنند.
در دسامبر بعد اولين CD شان را منتشر کردند و در می سال ۹۶ آنها اولين آلبومشان را با نام PEEP منتشر کردند.
در می سال ۲۰۰۰ Janne درامر ,گروه را ترک کرد و Aki به عنوان درامر به گروه آمد. طريقه آشنايی گروه با Aki به اين صورت است که Aki در اجرا گروه مشغول فروختن تی - شرت بوده و آنها هم به دنبال دارمر بودند و شنيده بودند که کار Aki خيلی خوبه و از او درخواست می کنند که به گروه بياد.
در اين زمان آنها اسمشان را به THE RASMUS تغيير داند به جای RASMUS . RASMUS از کلمه ی TRASHMOSH مياد. آنها RASMUS را انتخاب کردند چون يک کلمه ی POWERFUL بوده و به راحتی به خاطر می ماند. به نظر آنها اين کلمه خيلی خوب موسيقی را توصيف می کند.
علاوه بر اين ممکن بود RASMUS به تنهايی با DJ RASMUS سوئدی اشتباه شود.
در سال ۲۰۰۳ آنها با سينگل In The Shadows در اروپا معروف شدند.

اول از همه از خواننده وکال گروه یعنی چستر بنینگتون شروع میکنم
نام:چستر بنینگتون:خواننده وکال
سن:29
لغب:Chazy chaz
محل تولد:فونیکس آریزونا
لینکین پارک نقطه اوج فعالیت موسیقایی چستر به شمار می رود و این چستر بود که توانست تاثیر به سزایی روی اعضای گروه بگذارد قبل از آمدن چستر به گروه لینکین پارک اسم این گروه هایبرد تئوری بود اما چستر پیشنهاد داد که این اسم را به لینکین پارک تغییر دهند
چستر فقیرترین عضو گروه بود که با شکوفایی این گروه توانست به نان و نوایی برسد
چستر در سال 2000 با سامانتا ازدواج کرد و از او یک پسر هم دارد اما چند وقت پیش از سامانتا طلاق گرفت و حالا یک دوست دختر جدید به اسم تالیندا دارد که من دربارش اظهار نظر نمیکنم این چستر بود که نوانست با شیوه خاص خواندن خود به طوری که برای کسی قابل تقلید نیست توانست خود را به عنوان خواننده اول گروه خود را به تثبیت برساند
دیگر خواننده گروه لینکین پارک مایک شینودا است که خواننده ام سی گروهه
نام:مایکل کن جی شینودا:خواننده ام سی،خواننده وکال، کارگردان،طراح جلد سی دی ،پیانو،ارگ،گیتارالکتریک
سن:28
The Glueلغب:سیریش:
متولد آگورای کالیفرنیا
مایک شینودا یک نیمه ژاپنی آمریکایی است شاید رابطه دور خاندان وی با اهنگساز معروف چایکوفسکی ریشه های موسیقی را در وجود این پسر پایه گذاری کرد مایکل یا همانطور که امروز معروف است مایک از ده سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد
«آوایل عاشق موسیقی کلاسیک بودم اما هر لحظه که بزرگتر می شدم علاقه ام تیز عوض می شد مدت کوتاهی دیوانه جَز و صدای اعجاب آورآن بودم و بعد هم نمی دانم چطور شد که هیپ هاپ را شناختم . اما رفته رفته فهمیدم راک و متال چیز دیگری هستند» اینها را مایک می گوید
مایک تحصیلاتش را با فارق التحصیل شدن در رشته گرافیک تمام می کند مایک را می توان همه کاره لینکین پارک نامید زیرا او فعال ترین عضو گروه است و جدیداً اولین آلبوم سولوی خود را هم تا چند ماه دیگر منتشر می کند که فقط به سبک هیپ هاپ خواهد بود امیدوارم البوم خوبی از آب دراد و مایک بتونه در بین ام سی ها شهرتشو دو چندان بکنه
لینکین پارک در خلال تورهای پروجکت رولوشن امکان همراهی با اسامی نام آشنای موسیقی را داشته باشد از جمله این اسامی می توان امینم ،کورن،اسنوپ داگ و خیلی های دیگه را نام برد امینم در تور دیترویت پس از اجرای برنامه خود در آهنگ "یک گام نزدیکتر"همراه با لینکین پارک به نمایش پرداخت و امینم خود قطعات رپ را همراه با مایک اجرا کرد که سروصدای زیادی به راه می اندازد
«امینم نمونه یک ام سی حرفه ای است که به کارش ایمان دارد درباره او چیزهای زیادی شنیده بودم اما احساس نمی کردم تا این حد فوق العاده باشد،او قدرت بداهه بالایی دارد تا جایی که گاهی قیافه هایی ردیف می کرد و من نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم و تنها به چشمهایش زل می زدم من کار اورا ستایش میکنم چون در حیطه ای به قدرت رسیده که اصلا برایش ساخته نشده» مایک با این الفاظ از امینم یاد میکند
دانشگاه پاسادانا را می توان محل تلاقی نطفه اصلی شکل گیری گروه دانست اما اعضای گروه بسیار پیش از این ها همدیگر را ملاقات کرده بودند کجا؟ خب معلوم است دبیرستان آگورا. با این تفاوت که در دوره دبیرستان آنها بیشتر عاشق موسیقی بودند تا تشکیل یک باند حرفه ای موسیقی
این دبیرستان محصول دیگری را هم به دوستاران موسیقی عرضه کرد ای یکی "راب بوردون"
نام داشت،اویک یهودی است
نام:راب بوردون:نوازنده درام،خواننده بک گراند
سن:26
متولد کالاباس کالیفرنیا
راب از همان کودکی نواختن پیانو را با قطعات کلاسیک آموزش دید اما او زودتر از سایر اعضای لینکین پارک کار گروهی و فعالیت در یک تیم حرفه ای موسیقی را تجربه کرد
اوتنها 13 سال داشت که به عنوان نوازنده درام وارد چندین گروه موسیقی شد و حتی یک بار هم با تنی چند از دوستهایش به دوباره نوازی آهنگهای معروف از گروههای معتبر پرداخت
"همچون روی نوجوانی لبخند بزن" از گروه نیروانا یکی از همین آهنگ ها بود که سر و صدای فراوانی به راه انداخت
راب عاشق گروه های فانک همچون "اسلای" "فامیلی استون" "جیمز براون" و "تاوراف پاور" بود او بیشتر اوقاتش را با دوستانش در این رابطه صحبت می کرد و یا در حال خرید ریکوردهای آنها دیده می شد
شاید بزرگترین شانس راب رفتن به کالج اسپادانا بود جایی که علاوه بر ملاقات با مایک و براد با جو هم آشنا شد
در میان اعضای گروه این راب بود که همیشه مراقب بود اشتباه نکند و شاید اگر به او لغب بی اشتباه ترین عضو لینکین پارک را بدهیم چندان بیراهه نباشد
«چیزی درباره این پسر مرا همیشه مجذوب نگه داشته است و آن لذتی است که او از کارش میبرد. وقتی که از او می خواهید قطعه ای را برای شما بنوازد، چنان با حرارت این کار را میکند که گویا قصد دارد در یک تست نوازندگی قبول شود شاید اگر جدیت او را هر کدام از ما داشتیم الان بیش از این ها نمایش اجرا کرده بودیم» چستر اینگونه اعتراف میکند و ادامه میدهد
:«راب و فونیکس وقتی با هم کار می کنند درست رفتاری مانند یک گروه کوچک دارند. در ضمن راب خیلی احساساتی است،وقتی لوح طلایی را برای آلبوم هایبرد تئوری دریافت کرد چند بار مجری مراسم را بوسید و مدام با دستش روی شانه او کوبید تا جایی که دیگر آن مرد با خنده گفت به نظرم راب مرا با سازش اشتباهی گرفته و می خواهد از من صدای مناسبی در بیاورد
ومیرسیم به مغزمتفکر گروه یعنی جو هان پسری که با دستان هنرمند و مغز متفکرش سهم به سزایی را در رسیدن لینکین پارک به این درجه قائل است
نام:جوزف هان :دی جی،ریکوردینگ،تنظیم،کارگردان کلیپها،خواننده بک گراند
سن:28
Mr.Hahnلغب:مسترهان:
متولد گلندان کالیفرنیا
جوهان از والدینی کره ای در 15 مارچ سال 1977 متولد شد اگر چه در دبیرستان شیفته رشته هنرهای بصری و تصویری شد و حتی در دانشگاه هم این رشته را دنبال کرد،اما عشق به موسیقی چنان در وجودش ریشه داشت که در همان دوره دبیرستان یک تراک موسیقی را ساخته و اجرا می کند.
جوهان که در لینکین پارک به نام مسترهان شناخته شد،از همان دوران کودکی با یک مشکل روحی روانی دست و پنجه نرم میکند. این مشکل به دو شخصیتی بودن او بر می گردد.
نام کاراکتر دوم او"رمی" است که درست عکس شخصیت حقیقی وی رفتار میکند.هرچقدر جو فردی آرام و سر به زیر است،رمی اهل شوخی کردن،بازی و تحرک است.دوستان نزدیک او عقیده دارند که مشکل جو به دروغ گویی های او برمیگردد خصیصه ای که از کودکی به آن عادت داشت و اصلاً معلوم نیست کی راست می گوید کی دروغ...
ولی با تمام این اوصاف این مسترهان بود که با طراحی و کارگردانی کلیپ ها پای لینکین پارک را به شبکه های معروف جهان مانند ام تی وی باز کرد و من و تمام طرفدارای لینکین پارک احترام زیادی برای او قائل هستیم
اکثر کلیپ های گروه را مسترهان کارگردانی کرده است کلیپ در پایان را می توان به عنوان شاهکاری از او نام برد ودر چند فیلم سینمایی هم دستیار کارگردان بوده است و برای انیمیشن شهر اشباح هم چند صحنه طراحی کرده است
دیگر عضو گروه فونیکس می باشد
نام کامل: دیوید مایکل فارل: نوازنده بیس،خواننده بک گراند،ویالون،ویالون چلو
سن:28
Feenuxلغب:
متولد پلی مات ماساچوست از خانواده ای کاتولیک
این پسر که بعدها اسم فونیکس را برای خود انتخاب کرد تا کلاس دوم یک کاتولیک به حساب می آمد اما بعد از این تاریخ به کلیسای پروتستان ها رفت و این مصادف بود با حرکت خانواده اش
از ماساچوست به ایالت میشن ویگو.فونیکس همانجا بود که به دبیرستان رفت و به یک گروه موسیقی کوچک به نام "تستی اسنکس" پیوست که بعدها شیوه کاری این گروه پایه گذاری اولین فعالیت های لینکین پارک شد. آنها در این گروه سعی داشتند شیوه ای از پانک را که آمیخته به افکار و عقاید مسحیت بود ترویج بدهند.
فونیکس هم در اوایل کار علاقمند به ساز گیتار بود.نواختن گیتار را مادرش یه او آموخت، زنی که عشق به موسیقی را در او بیدار کرد وبعدها هم برادرش جو او را تشویق به ادامه این راه کرد
و در این مسیر تجربه نواختن سازهایی چون پیانو،ویالون،ویالون چلو که نواختن این ها را در البومReanimationاز لینکین پارک به راحتی انجام داد.با این همه همیشه می خواست نوازنده درام بشود.
آگر چه هرگز موفق به یاد گیری این ساز نشد. و حالا چه کار میکند یک ساز مدل "ارنی بال میوزیک" 4 و5 می نوازد یعنی نوازنده گیتار بیس است چیزی که حتی فکرش را هم نمی کرد
برویم به سراغ براد دلسون
نام : براد دلسون : گیتار الکتریک،گیتار بیس،خواننده بک گراند
سن : 28
برادر بزرگه بد BBBلغب:
متولد آگورای کالیفرنیا از یک خانواده یهودی
«سالهای رشد من با موسیقی آمیخته است ، آن زمان تنها چیزی که می توانست برای من لذت بخش باشد قطعات موسیقی بود که از رادیو می شنیدم همیشه از خانه ما صدای موسیقی بلند بود» اینها را براد می گوید، عضوی از گروه که حالا در لس آنجلس سکونت دارد و به اعتراف دوستانش با آن همه ادعا درباره موسیقی اصیل و پرمایه چنان با شنیدن صدای بریتنی اسپیرز به وجد می آید که گروه او را مایه ننگ خود می دانند!!!!!
براد اولین گیتار خود را به عنوان هدیه تولد زمانی دریافت کرد که در کلاس ششم تحصیل می کرد. آگر چه بعدها به ترومپ علاقه مند شد «خب صدای ترومپ را دوست داشتم اما مانور دادن روی آم مانند گیتار نیست و به نظرم شما جای کار چندانی روی ترومپ ندارید». براد با همین فرضیه بعدها همان گیتار را دنبال و در جستجوی همین عشق بود که تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد
«از اینکه نتوانستم درسم را ادامه بدهم اصلا ناراحت نیستم چون حالا به جایش به عنوان نوازنده ای موفق در گروهی موفق مشغول به کارم و با اینکه می دانم عقیده ام کاملا خود خواهانه و خود پسندانه است اما باید بگویم من واقعا برادر بزرگه بد هستم!»( راست میگه اگه منم بودم همین کارو میکردم)
این لغب را سایر اعضای گروه به او دادند ، حتی امروز هم هوادارنش او را با نام مستعار صدا می زنند. براد همیشه سعی کرده است در کارش به هارمونی دست پیدا کند که خود را تافته ای جدا بافته کند

Static-x در سال ۹۴ توسط Wayne Static و Ken Jay تاسيس شد. Wayne قبل از اين در يک گروه Goth به نام Deep Blue Dream بود. بعد از جستجوی فراوان که به منظور تکميل گروه در ميشيگان صورت گرفت آنها تصميم گرفتند به لس آنجلس بروند. انها Tony Campos و Koichi Fukuda را ملاقات کردند و به ترتيب ترکيب اوليه گروه کامل شد.
در سال ۱۹۹۸ گروه قرار دادی را با Warner Bross امضا کرد. اولين آلبوم با نام Wiscon Death Trip در سال ۹۹ منشر شد. اين آلبوم شامل آهنگ های برجسته ای از جمله Push It, I'm With Stupid, Bled For Days و Fix بود.
يک سال بعد آنها يک آلبوم EP با نام Wisconsin Death Trip Continue منتشر کردند.
در هنگام ضبط دومين آلبوم Koichi Fukuda به دلايل شخصی گروه را ترک کرد.Tripp Eisen به عنون جايگزين Fukuda به گروه آمد.Eisen بيشتر در تور فعاليت داشت در حالی که Fukuda بيشتر در آلبوم ها فعاليت داشت. آنها در سال ۲۰۰۱ آلبوم Machine را منتشر کردند.
کار آلبوم سوم با نام Shadow Zone با فعاليتهایEisen در نگارش آلبوم شروع شد. در هنگام ضبط اين آلبوم Ken Jay گروه را ترک کرد.
سپس آنها Josh Freese را که در گروه A Perfect Circle بود به عنوان درامر آوردند. ولی رسما Nick Oshiro که سابقا در گروه Seether بود درامر آنها بود.
آنها آلبوم Shadow Zone را در اکتبر سال ۲۰۰۳ منتشر کردند. در سال ۲۰۰۴ هم آلبوم Beneath... Between... Beyond را منتشر کردند که مجموعه ای از موارد کمياب و دمو های گروه بود.
سپس Static-x کارشو بر روی آخرين آلبوم با نام Start A War آغاز کرد. متاسفانه Tripp Eisen در فبريه سال ۲۰۰۵ به علت کارهای غير اخلاقی در برابر کودکان دستگير شد. دو روز بعدStatic او را از ترکيب گروه خارج کرد. آنها چند هفته ای به دنبال گيتاريست بودند تا اينکه کسی را پيدا کردند که بنظر می رسيد می تواند بعضی از طرفداران را به هيجان بياورد و در مقابل باعث نااميدی گروهی ديگر شود.Koichi Fukuda به عنوان گيتاريست دوباره به گروه آمد. گروه دست بکار شد تا Start A War برای تابستان ۲۰۰۵ منتشر شود.
*************************************
اعضا فعلي گروه:
Wayne Static: Vocals / Guitars
Tony Campos: Bass / Backing Vocals
Koichi Fukuda: Guitars / Programming
Nick Oshiro: Drums
*****************************
اعضا قبلي گروه:
Tripp Eisen: Lead Guitars
Ken Jay: Drum
مصاحبه با خواننده گروه.......
گيتارهايی که در اجراهای زنده و زمان ضبط استفاده می کنی يکی هستند؟
Wayne Static:من در اجراهای زنده به صورن يکی در ميان از گيتارهای Flying V و Explorer استفاده می کنم. هر دو رو دوست دارم و نمی کنم بگم کدوم رو بيشتر دوست دارم ولی در استديو Explorer کيفيت بهتری داره و بنظر مياد صدای محکم تری داشته باشه به همين خاطر برای ضبط از Explorer استفاده می کنم.
چه کسانی در شکل سازی و سبک خوندنت تاثير داشتند؟
اولين نفری که خيلی ازش تاثير گرفتم Alex Liften از Rush در اوايل دهه ۸۰ بود که تا اون زمان صدايی مثل اون نشنيده بودم گروههای بعدی هم Metallica و Prang در اواخر دهه ۸۰ بودند.
گروه سال ۱۹۹۲ در سوكال در نزديكي سان يزيردو، تشكيل شد. ماركوس گيتاريست و وو به عنوان درامر كه در حيطه جنوب شهر سان يزيردو بود و با فرهنگ عمومي و موسيقي آنجا رشد كرده بود، با هم آشنا شدند، آن ها به علايق مشترك خود در موسيقي ((جز)) و ((رگه)) پي مي برند و به عنوان پانك هاي جوان مطرح مي شوند و تصميم مي گيرند تا گروه P.O.D را كه خلاصه شدن عنوان payable On Death تشكيل بدهند، خيلي سريع پسر عموي ماركوس كه يك MC در موسيقي هيپ هاپ بود و ساني نام داشتبه آنها ملحق مي شود. سال 97 با آمدن ترا كه اصليتي كليولندي داشت روي نقشه موسيقي روز افتاد. در خلال دهه 90، گره نمايش هاي پرتعدادي را در آن منطقه انجام داد و بيش از 40 هزار كپي از سه EP خود فروختن! اين EPها كه در كمپاني شخصي رسوريكوردز متعلق به خودشان منتشر شده با استقبال روبرو مي شد تا جايي كه كمپاني هاي بزرگ به سوي آنها متمايل مي شدند و سال 99 سرانجام اولين آلبوم رسمي گروه با نام the Fundamental Elements of south town را با همكاري يك كمپاني معروف بزرگ منتشر مي كند. آلبوم به جايزه پلاتينيوم دست پيدا مي كند و گروه افتخاراتي از جمله بهترين گروه هارد راك يا متال، بهترين آلبوم سال و آهنك هاي مطرح را كسب مي كند. يك سال بعد با شركت در تور سال 2000 Ozzfest به همراه staind و crazytown به شهرتي ميرسد. ساختن چند ساند تراك براي فيلم هايي از جمله ((نيكي كوچولو)) با در سال 2001 از مجموعه كمدي هاي آدام سندلر و يا فيلم ((هر يكشنبه موعود)) با حضور آل پاچينو وضعيت گروه را به حالت تثبيت شده اي بدل مي كند. آلبوم دوم گروه با نام satellite در بهارسال 2001 منتشر مي شود. از بخت بد حادثه، يكي از اعضاي اوليه يعني ماركوس در فوريه 2003 گروه را ترك مي كند تا هدف هاي شخصي خود ار در موسيقي دنبال كند. پس از او جيسون ترودي به تيم P.O.D وارد مي شود و گروه با اجزاي ساند تراك براي فيلم ((ماتريكس:((ريلودد)) به شهرتي بيش از پيش مي رسد.
Children Of Bodom گروه بلک متالی که در سال 1993 در فنلاند تشکیل شد . اسمش به یکی از بزرگترین کشتارها در تاریخ اسکاندیناوی بر میگرده . گروه با نوازندگی گیتار و خوانندگی Alexi Laiho و درام Jaska Raatikeinen تشکیل شد و به تدریج لید گیتاریست Alexander 'Ale' Kuoppala , بیسیست Henkka Blacksmith و نوازنده کیبورد Janne Wirman به گروه اضافه شدند . نوازندگانی قوی که با توجه به کشورشان و خصوصیات منطقه اسکاندیناوی مانند خیلی از گروههای دیگه بلک در این منطقه Scandinavian Black Metal هستند اولین آلبوم گروه در سال 1998 و با نام Something Wild ارائه شد . این آلبوم به قدری قوی ارائه شد که بسیاري از جمله شنوندگان عادی , صاحبنظران , هواداران گروه رو به خود جلب کرد . این آلبوم به سرعت مورد توجه عموم قرار گرفت خصوصا به دلیل توانایی های منحصر به فرد نوازندگان گروه . استفاده از یک گیتار نوازی سریع و با تکنیک اولین البوم گروه رو به قدری قوی عرضه کرد که به عقیده کارشناسان Progressive Black Metal را به طرز قوی جزو بهترین های متال معرفی کرد و بسیاری از مخالفین بلک را تحت تاثیر این سبک قرار داد . این اثر با بسیاری از نقدهای خشن و دور از واقعیت هم روبرو شد . نوازندگی Jaska Raatikainen رو در این آلبوم عالی به شمار آوردند و به نوعی در برخی از آهنگها او رو پیش برنده کار میدونند خصوصا در آهنگهایی مثل Lake Bodom و Red Lights In My Eye . کوتاه بودن زمان این آلبوم که حدود 35 دقیقه هست رو بزرگترین مشکل آلبوم میدونند . کار بعدی گروه در سال 1999 و با نام Hate breeder عرضه شد و به عقیده کارشناسان کاری سریعتر , قوی تر و سنگین تر از کار قبلی گروه بود . در دید کلی آلبوم رو بلک به حساب میارند اما شیوه خواندن خواننده گروه رو بیشتر نزدیک به Melodic Death Metal میدونند . دقیقا چیزی که گروه و هوادارانش اون رو بیشتر دوست دارند . یکی از مشکلات این اثر سرعت بیش از حد گیتار و نا مانوس بودن صدای درام هست.
SIX FEET UNDER
مشخصات :
| اصلیت | Tampa, Florida |
| نام | Six Feet Under |
| سبک | Death Metal |
| قرارداد با | Metal Blade Records |
| وضعیت | فعال |
اعضاي گروه :
| خواننده | Chris Barnes |
| گیتار | Steve Swanson |
| درامز | Greg Gall |
| باس | Terry Butler |
تاريخچه :
زمانی که در شهر Tampa در Florida برای Chris Barnes از Six Feet Under رقیبی در این سبک وجود نداشت، او به همراه گروه همانند یک ماشین دث غیر قابل کنترل به جلو پیش می رفتند. در حقیقت میتوان او را تنها پدرخوانده باقی مانده سبک دث متال نامید – به این نشان که "همیشه همراه با یک تبسم ظاهری"و با تن صدایی قوی و غضبناک خود را نمایان میکند."بسته به هر نظر و سلیقه ای، کارهایش از او یک نمونه ناب برای شناخت این سبک از موسیقی ایجاد کرده است و من از آن قدردانی میکنم.
آلبوم جدید گروه همانند نمایان ساختن آخرین تپه انباشته شده از اجساد مردگان، ترسناک تر وسخت تر شده... و آن ماشین درو ست، و صدای آن ماشین که در تمام 11 تراک آلبوم به گوش میرسد و میتوان به همراه آن اجرای زنده شکستن و خرد شدن را با تمام وجود حس کرد. آلبوم در استودیو ضبط Morrisound در شهر Tampa به مرحله ضبط و در Hit Factory در Miami به تولید رسید. هشتمین آلبوم گروه با نام "13" دقیقا جمجه لعنتی شما رو میشکافه، به طوریکه Barnes در این مورد میگوید ( از زمانی که ما کار خود را در سال 1995 با آلبوم Haunted شروع کردیم، ایجاد ترس و وحشت برای ما یک رسالت و مأموریت بوده). که این آلبوم با همراهی گیتاریست Steve Swanson ، نوازنده باس افسانه ای Terry Butler ( که در death, massacre نوازندگی کرده ) و Greg Gall به عنوان درامر بوده و این چهار نفر ادامه رو برای پیروی از یک راه جدید هستند که ترکیبی از یک دث متال خالص با یادگاری از صدای ناب کلاسیک به همراه فرمی استادانه و فنی میباشد.

"ما سعی کردیم برای هر سال کار جدیدی عرضه کنیم" او می گوید، گروه با خلاقیت های خود به این مرحله از کارش رسیده اما با گذراندن یک دوره منظم پس از 10 سال این امر میسر شده است. " بیشتر گروه های بعد از دهه 70 و 80 هر سه یا چهار سال یک آلبوم منتشر می کنند". من وقت زیادی ندارم. من احساس میکنم که باید راهم رو ادامه بدم و هم چنان بسازم هر آنچه در توانم هست تا زمانی من اینجام. من نمی خواهم تأخیری داشته باشم و همانند بعضی گروه ها بازی در بیارم. من اینجام برای اینکه شعر بنویسم و آهنگ بسازم برای هدف اصلی مان. ما قطعا با افرادی که موسیقی ما رو دوست دارند در تماس هستیم و سعی میکنیم هم چنان طرفداران خودمون را راضی نگه داریم. من فکر میکنم تفکری که همیشه میخوام به انجام برسونم : همواره از آنچه که پیرامون من در صنعت موسیقی اتفاق میافتد، آگاه باشم. من واقعا همیشه دوست داشتم که این کار رو انجام بدهم. این شور و اشتیاق من است و من واقعا، واقعا عاشق ساختن هستم. نه اینکه هر سه سال و یا با تأخیر آنرا به انجام برسانم... من نمی توانم این راه طولانی به آهستگی طی کنم. من جزء افراد مشتاق هستم، وقتی میدونم چیزی هست که باید انجامش بدم حتما اینکار رو می کنم. و اگر فقط دو دقیقه برای طراحی آن فرصت باشد، آنرا انجام میدهم و میسازم. وقتی زمان نوشتن میرسد من نمی تونم صبر کنم ، این اشتیاق من است."
این آلبوم واکنش اصلی من در این زمان است. "و هم چنان ادامه دارد." با رسیدن اکتبر به همراه هم آن را ساختیم و با تسلط کامل آنرا به اتمام رساندیم و در تاریخ مشخص منتشر کردیم، تنها نگرانی که وجود داشت درگیر کردن خودم در قدم بعدی بود که بعد از این ضبط انجام میدادم و اینکه باید چه چیزی برای آن نوشته شود. در قدم بعدی فقط این را می طلبید که در این شش یا هفت ماه به من چه گذشته است."

و Barnes چیزی بیشتر از رهبر کشتی مرده Six Feet Under است، زیرا او علاوه بر کارهای دیگر، در ارائه آلبوم 13 زمان زیادی را در کنار طراح و میکسر Chris Carroll گذارند. آلبوم 13 تشکیل شده از 'Decomposition Of The Human Race' (تبعیض نژادی)، 'Somewhere In The Darkness' (جایی در تاریکی)، 'Rest In Pieces' (آرامش در شکسته شدن)، 'Wormfood' (غذای کرم)، '13' (در آینده در مورد این عدد حرف میزنم)، 'Shadow Of The Reaper' (سایه ماشین درو) "اولین ویدئو کلیپ گروه برای این آلبوم با کارگردانی Gary Smithson و هنرپیشگی Meagan Crawford و Aaron Kinser." ، 'Deathklaat' (مرگ ؟)، 'The Poison Hand' (دستان زهرآلود)، 'This Suicide' (این خودکشی)، 'The Art Of Headhunting' (هنر خشونت در بازی)، 'Stump' (سقوط با صدای سنگین).
طرفداران Barnes که در اصل از زمان Cannibal Corpse (بعد از انتشار آلبوم The Bleeding در سال 94 از این گروه جدا شد) او را همراهی کرده بودند، از روی بدخواهی، با سرعت کابوسی که در پس زمینه تصویری که از سبک دث متال Six Feet Under ایجاد میشد آلبوم 13 را به آغوش کشیدند.

"ظاهرا این کار برای گروه انرژی زیادی را می طلبید". و Barnes آنرا عشقبازی دیوانه بار توصیف میکند. "ما فقط وارد جاده شدیم، 3 یا 4 روز بعد به استودیو رسیدیم. ما هنوز چیزی ننوشته بودیم، من ایده ای برای آینده این آلبوم به شکلی نو برای نوشتن و ضبط این آلبوم داشتم. من فقط میخواستیم به استودیو بریم و بروی این ایده کار بکنیم. تجاوزکاری و سرعت، بازتاب وضعیت کنونی ما بود. ما واقعا حس آرامی داشتیم و این آرامش ما رو میرسوند. ما میخواستیم آلبوم های بیشتری منتشر کنیم و تور های زیادی برگزار کنیم. از استودیو به تور، از تور به استودیو...و ادامه کارمون.
ما در سالی که گذشت بروی قلتک افتاده بودیم. من نمی خواستم گروه بعد از آن هم به استراحت بپردازد. من میخواستم این انرژی را در راه یک جنبش پیشرو استفاده کنیم. و این خودشو در نحوه نوشتن و ضبط کردن آهنگ ها نمایان میکرد. کدوم یکی واقعا هدفی بود که میخواستیم به انجامش برسونیم. ما میخواستیم روح تازه ای را به نوشته ها بدمیم و امیدوارانه، این ها دلایلی برای تغییرات و جنبش در کار ما بود و باعث ساخت این آلبوم شد که حاوی آهنگ های برجسته ای است. وقتی تو با خودت در یک موقعیت میجنگی، به یک انرژی میرسی که قطعا به تو کمک میکنه; من فکر میکنم این انگیزه برای همین بوده – برای من و برای گروه.
زمانیکه دستان ما ، بازیچه شیطان هستند، سوء استفاده از سرعت و حرکت دیگران مؤثر واقع میشود. گوینده این سخن،در 13 همه را با هم در یک روح دث متال درخشان جمع می نماید،و با تمرکز Barnes بروی عناصر بیرونی یک موسیقی ماورائی پرورش میدهد.

"من یک الهام داشتم، مثل هر چیز دیگه ای من غرق در اندیشه و در فضای مملو از کشیدن زیاد مارجوانا آنرا به انجام رسوندم. من از حس ششم کمک گرفتم، این الهام مستقیم من بود، (tunnel vision) بینایی کانونی. من نمیتوانستم از این بینایی کانونی جدا بشوم، انگار یه نفر مرا به حرکت واداشته بود و من او را همراهی میکردم. 'من گفتم : آن کار انجام میشه، این کار انجام میشه' بعضی ها اگر از این مسئله خوششان نیاید برای مخالفت با ما استفاده میکنند اما این قدرتمند ترین کاری بوده که تا به حال به انجام رسوندیم. من همیشه گفتم، این خارج از محدوده توانایی های ما بود ولی در یک مسیر تجاوزکارانه و پر تکاپو ، به انجام رسید. ما این آلبوم را نوشتیم تراک ها رو توی هفت، هشت روز پیاده کردیم. من 14 متن شعر نوشتم (11 تا برای آلبوم 13، برای قرار دادن در Box Set) در فقط کمتر از 5 روز. و من صدای خودم رو برای اجرای تراک ها در 6 ساعت پیاده کردم.
همه چیز دست به دست هم، خود به خود انجام میگرفت و برای من مهمتر از هر چیزی آن بود که ما زمان داشتیم. من نمی دونم چطور همه چیز اینقدر با هم هماهنگ بود و این خارق العاده بود. آنها واقعا آهنگ های خوبی هستند. یکی از بهترین آلبوم هایی که ما در استودیو زیر فشار کم خوابی و چیزهای سرگرم کننده ساختیم. چیز خوبیه که برگردیم به مسیر بعضی چیزا که ساخته شده و مردم در مورد آنها صحبت می کنند. بعضی ها در مورد این آلبوم میگویند که این بهترین آلبوم از زمان ضبط آلبوم Haunted بوده. من فکر میکنم ما رشد کرده ایم و خودمان را وارد یک مسیر دیگر کرده ایم و این در حقیقت انجام گرفته است. به گمانم این یک خودرأیی باشد، اما تمام کاری که انجام دادیم فقط کمی بیشتر از قبل کار کردیم،و آن توانایی ماست. چیزی که یک هنرمند می خواهد، در آغوش کشیدن آفریده خودشه و حالا هر جا که میخواد شروع بشه (فرقی نمیکنه). امیدواریم مردم از این کار لذت ببرن بیشتر از آنچه که ما بردیم.
عامل اصلی اشعار در آلبوم 13، این بار، نه برای سستی قلب، بلکه Barnes با داسی در دست تاریکی را غارت کرده. "آن قطعا اشاره ای به یک مفهوم است". او در مورد پیچش شاعرانه خود میگوید: چیزی که تو را به یک داستان وارد میکند...،و تمام اشعاری که من مینویسم در مورد مرگ و زندگی است. و این فرقی ندارد، ولی این یکی کمی غلیظ تر و متمرکز بر ماشین ترسناک دروگر است و تصور رسیدن مرگ از چندین راه مجزا و بروی یک گستره پهناور میباشد. مردم واقعا درون شعر من، یقینا به یادآورنده اشعاری بوده اند که در گذشته نوشته ام. اینجا تعداد کمی معما برای سعی کردن و وصل کردن آن قطعات به هم وجود دارد. آلبوم 13 هم جزئی از آن میباشد، که هدایت شده به مسائلی مانند چیزهایی که می آیند، چیزهایی که میخواهند باشند، و چیزهایی که اتفاق می افتند.

شماره 13، بر اساس نشانه های متفاوت، از جمله تقدسات، تاریخ، و مسائل خارق العاده، ایجاد شده و یک عدد و نشانه مبهم میباشد، نه فقط یک شماره ترس برانگیز. “
آلبوم :
| 1995 | Hunted |
| 1996 | Alive And Dead - EP |
| 1997 | Warpath |
| 1999 | Maximum Violence |
| 2000 | Graveyard Classics |
| 2001 | True Carnage |
| 2003 | Bringer Of Blood |
| 2005 | 13 |
| 2005 | A Decade In The Grave - Box Set |
ARCH ENEMY
مشخصات :
| اصلیت | Halmstad, Sweden |
| نام | Arch Enemy |
| سبک | Melodic death metal |
| قرارداد با | Century Media Records |
| وضعیت | فعال |
اعضاي گروه :
| خواننده | Angela Gossow |
| گیتار | Michael Amott |
| گیتار | Christopher Amott |
| درامز | Daniel Erlandsson |
| باس | Sharlee D'Angelo |
تاريخچه :
چیست یک طغیان گر، آیا کسی است که مقاومت می کند؟ و چیست شورش ، آیا مبارزه در برابر قدرت میباشد؟
گروهی که معنای نامش اتمام پیشرو ، مخالف حقیقت و دشمن بزرگ میباشد ، Arch Enemy نمای فلسفه شورش و طغیان گروهی است که برای مبارزه در راه خود ، از قدرت موسیقی بهره گرفته اند. مسیر گروه توسط Michael Amott گیتاریست قبلی گروه Carcass ، شکل گرفت که تا آن زمان هیچ سبک خاصی را هنوز دنبال نکرده بود. در سال ١٩٩۶ ، گروه را با ملودی و لید گیتاریست خود به همراه برادرش Christopher Amott و درامر Daniel Erlandsson و خواننده Johan Liiva ، شکل گرفت. در ابتدا یک کار Demo بیرون دادند ، که توسط شرکت Fredrik Nordstromِ تولید شده و به بازار روانه شد. بعد از آن ، کار اول گروه Black Earth ، به سبک سوﺋﺪیش دث متال بود. و بعد از آن Michael Amott و Fredrik Nordstrom با هم در سال ١٩٩۸ آلبوم Stigmata را تولید کردند ، که با این آلبوم گروه از نظر فن و تکنیک اجرا ، وارد مرحله جدیدی شد. با ورود بسیست گروه Sharlee D'Angelo شرکت Amott/Nordstromِ در سال ١٩٩۹ آلبوم Burning Bridges را عرضه کرد ، که Arch Enemy در این زمان به عنوان یک گروه مهم که دارای یک موسیقی پیچیده و انکار ناپذیر بود ، شناخته شد . و بعد از این آلبوم ، Arch Enemy در آمریکای شمالی در یک تور با Nevermore ، در اروپا با In Flames و Children Of Bodom و Dark Tranquillity ، و سه تور در ژاپن ، را همراهی کرد ، و نیز اجرا در Dynamo Festival ، و نیز اجرا در Santiago و به همراه Hammerfall و نیز همکاری با Cradle Of Filth در لندن ، Michael Amott توانست با Arch Enemy به عنوان یک گروه پوششی ، گروه های زیادی را همراهی کند ، که امتیاز بسیار خوبی برای گروه به شمار میرفت.
با یک اتفاق کاملاً غیر منتظره ، Angela Gossow – یک خواننده کاملا گمنام در آلمان – جایگزین خواننده گروه Johan Liiva در سال ۲۰۰۱ شد و گروه را با اجرای آلبوم Wages Of Sin همراهی کرد ( تولید Fredrik Nordstrom و میکس Andy Sneap ) ، که اولین آلبوم با چنین سبکی بود که با صدای خشن و درنده خوی یک زن همراه بود. بعد از کمی Angela Gossow به عنوان یک خواننده معروف و شناخته شده در لوس آنجلس در سال ۲۰۰۲ در آمد. آلبوم در معرض تعریف و ستایش مداوم روزنامه ها قرار گرفته بود و وجود عکس روی جلد آلبوم Wages Of Sin در مجله های ملی در سراسر جهان ، باعث شد که Arch Enemy یکی از مدعیان در لیست "بهترین های ..." در آخر سال باشد ، و این عنوان زمانی بود که گروه همانند یکی از گروه های زیر زمینی متال در حال اجرای یک کار جدید بود. متال دیوانه واری که ورود آن "بیرحم ، منتخب و به طور کل چاشنی یک موسیقی پر هیجان و تکاپو که مورد قبول دوستداران این سبک قرار گرفت." کلماتی قوی و مشت هایی خونین بر ثبات آلبوم پافشاری میکرد "که مستلزم برخورداری از هر دو بود ، و صدای خشن Angela بود که به سان جوش و خروش دریا همانند فرو بردن سوزنی در گوش شما نمایان می شد و چشمان شما باور نداشت که این صدا از کجا می آید." که Angela Gossow به عنوان "نعمت نوید بخش سال" در میان گروه های متال معرفی شد. و آمریکای شمالی در مطبوعات خود به سرعت Arch Enemy را به عنوان پنج گروه اول با نشان "صدایی که حرفی برای گفتن دارد" در سال ۲۰۰۲ معرفی کرد. و این ادعا زمانی ثابت شد که گروه در حال اجرا در جشنواره بزرگ ژاپن ، جشنواره متال در Milwaukee، جشنواره متال و هاردکور در نیو انگلاند ، و همکاری با تور گروه Nile در آمریکای شمالی و نیز تور خود گروه ، در آمریکای شمالی و شش روز اجرای مداوم کنسرت در ژاپن بود.
توفیق گروه زمانی حاصل شد تهیه کننده انگلیسی به نام Andy Sneap ، تولید آلبوم Anthems Of Rebellion را قبول نمود. Arch Enemy عمق احساسات و ذوق خود را آشکارا در این آلبوم به کار گرفت ، به همراه استعداد خدادادی Gossow در صدایش ، که به درستی زیبایی صدای Chuck Schuldiner از گروه Death و Jeff Walker از گروه Carcass را یکجا در جنجره خود جا داده است و از نظر تجاری ، اجرای گیتار برادران Amott و اجرای بی عیب و نقص D’Angelo و Erlandsson در بخش ریتم موسیقی ، توانست فروش خوبی را برای گروه به ارمغان بیاورد. تراک های Tear Down The Walls و Silent Wars که از نظر تلفظ به صورت شمرده خوانده شده و نیز تراک We Will Rise که همانند یک ندای هشیاری میباشد ، "یک اعلام جنگ با هر چیزی که با ما در جنگ است توسط یک نظام." و تراک Leader Of The Rats یادآور مکتب cynicism میباشد که نشان میدهد چقدر این مکتب احتیاج به این داشت که همیشه زندگی را از ظاهر آن مورد بررسی قرار دهد. و در پایان تراک Despicable Heroes انتقادی کوبنده از hypocrisy میباشد که آنها پیروی از رهبری میکنند که به پیروان خود خیانت کرده بود.
به هر حال Arch Enemy شجاعانه مسیری را دنبال کردند که در جهت ترقی سبک melodic death metal بود و در این راه انتقادات زیادی بر آنها گرفته شد. آنچه شما در آلبوم Anthems Of Rebellion می شنوید و احساس میکنید توانایی برای مبارزه تا سر حد مرگ میباشد ، همانند یک رهبر مبارز ، یک پیمان ناب از صداقت و وفاداری که یک بین دسته نوازنده و شنونده میباشد که با خون منعقد شده است و کسی نمی تواند این پیمان را از بین ببرد تا وقتی که نفس ظغیان گر داخل ما به همراه روح آرام شورشیان در کنار هم میباشد.
آلبوم :
| ۱۹۹۶ | Black Earth |
| ۱۹۹۸ | Stigmata |
| ۱۹۹۹ | Burning Bridges |
| ۲۰۰۲ | Wages Of Sin |
| ۲۰۰۳ | Anthems Of Rebellion |
Slipknot یک گروه Alternative/NU Metal نه(9) نفره که در سال 1995 در Des Moines, IA, United States تشکیل شد. هر کدوم از اعضا یک عدد رو به عنوان نام مستعار برای خود انتخاب کردن. اونا به ترتیب عددهای صفر تا هشت رو برای خودشون برگزیدن. اعضای گروه علاوه بر اسامی مستعار از ماسک های غیرمعمول هم استفاده می کنن که این مسأله بر جذابیت اونا افزوده.
اعضای گروه به ترتیب از صفر تا هشت:
![]() |
|
|
| 0)Sid Wilson / DJ | 1)Joey Jordison / Drummer | 2)Paul Grey / Bassist |
![]() |
![]() |
|
| 3)Chris Fehn / Percussionist | 4)James Root / Guitarist | 5)Craig Jones / Sampler & Programmer |
![]() |
![]() |
|
| 6)Shawn Crahan / Percussionist | 7)Mic Thompson / Guitarist | 8)Corey Taylor / Vocalist |